صرافی ستاره سهیل
جمعه ۲۰ مهر ۱۳۹۷
021 54506

یکی از خطراتی که ممکن است اقتصاد یک کشور را تهدید کند، وقوع رکود اقتصادی است.  یک رکود اقتصادی نشانه‌هایی هشدار دهنده دارد که بهتر است آن‌ها را بشناسیم. در این نوشتار با تعریف رکود اقتصادی، نشانه‌ها، تأثیرات و مزایای آن آشنا می‌شویم.

رکود زمانی اتفاق می‌افتد که اقتصاد یک کشور در شش ماه اخیر فعالیتش به‌طور قابل توجهی سقوط ‌کند. در اینجا منظور از سقوط، افت در پنج شاخص تولید ناخالص داخلی واقعی، درآمد، اشتغال، تولید و بازار خرده فروشی است.

اکثر مردم عقیده دارند رکود اقتصادی زمانی رخ می‌دهد که نرخ رشد تولید ناخالص ملی برای دو دوره سه ماهه متوالی یا بیشتر منفی باشد. اما رکود اقتصادی ممکن است خیلی بی سر و صدا و قبل از انتشار گزارشات سه ماهه تولید ناخالص داخلی آغاز شود.

به همین دلیل دفتر ملی تحقیقات اقتصادی چهار عامل دیگر را اندازه‌گیری می‌کند. این داده‌ها هر ماه منتشر می‌شوند و رو به کاهش بودن این چهار شاخص، نشان می‌دهد که تولید ناخالص داخلی هم روند نزولی دارد.

رکود اقتصادی

زمانی که رشد اقتصادی برای چند دوره سه ماهه با سرعت کم در حال افزایش باشد، رکود در حال وقوع است. اغلب پس از یک دوره رشد منفی، چند دوره رشد مثبت اتفاق می‌افتد و پس از آن بار دیگر رشد اقتصادی منفی می‌شود.

اولین نشانه یک رکود اقتصادی درحال وقوع، در یکی از شاخص‌های اقتصادی پیشرو مانند کارهای تولیدی، خود را نشان می‌دهد. در ماه‌های قبل از رکود، تولیدکنندگان سفارشات زیادی دریافت می‌کنند. میزان سفارشات از روی گزارشات سفارش کالاهای با دوام اندازه‌گیری می‌شود. در صورتی که میزان سفارشات با گذشت زمان کاهش یابد، کارهای کارخانه هم کم می‌شود و تولیدکنندگان استخدام کارگران را متوقف می‌کنند. این بدان معنا است که سایر بخش‌های اقتصاد هم به سرعت از رونق می‌افتند.

کاهش تقاضای مصرف‌کننده معمولا به دلیل کاهش رشد اقتصادی اتفاق می‌افتد. کاهش فروش مانع گسترش کسب و کار و تجارت می‌شود و به دنبال آن، استخدام کارگران جدید هم متوقف می‌شود. در این شرایط رکود اقتصادی در حال وقوع است.

رکود اقتصادی وضعیت مخربی است. رکود باعث گسترش بیکاری می‌شود و از این طریق بیشتر مردم را تحت تاثیر قرار می‌دهد. با افزایش نرخ بیکاری کاهش خرید مصرف‌کنندگان شدیدتر می‌شود و بنگاه‌های اقتصادی ورشکسته می‌شوند.

در بسیاری از رکودها، مردم به خاطر اینکه نمی‌توانند هزینه وام مسکن را تامین کنند، خانه‌هایشان را از دست می‌دهند. جوانان پس از فارغ التحصیل شدن نمی‌توانند کار مناسبی پیدا کنند و این روی کل زندگی کاریشان تاثیر می‌گذارد. رکود حتی اگر کوتاه مدت هم باشد (۹ تا ۱۸ ماه) می‌تواند تأثیرات طولانی مدتی بر زندگی مردم بگذارد.

رکود اقتصادی

مثال‌هایی از رکود اقتصادی در جهان

رکود بزرگ سال ۲۰۰۸ مثال خوبی برای این مساله است. در نیمه دوم سال ۲۰۰۸ و نیمه اول سال ۲۰۰۹ رشد تولید ناخالص ملی منفی بود.

این رکود اقتصادی در واقع در سه ماهه اول سال ۲۰۰۸ شروع شد. در آن زمان اقتصاد کاهش رشد ۰/۷ درصدی داشت و این میزان در سه ماهه دوم این سال به ۰/۵ درصد رسید. در ژانویه ۲۰۰۸، برای اولین بار بعد از سال ۲۰۰۳ این در شرایط اقتصادی ۱۶۰۰۰ شغل از دست رفت. این یکی دیگر از نشانه‌های وقوع یک رکود بود.

برخلاف بسیاری از رکودها، در این رکود تقاضای مسکن در ابتدا کاهش یافت. به همین دلیل اکثر کارشناسان تصور می‌کردند که این فقط پایان حباب مسکن و نه شروع یک رکود اقتصادی جدید است. اتفاقات آن زمان به شرح زیر است:

مقاله‌های مرتبط:

  • تولید ناخالص داخلی در سه ماهه اول کاهش یافت.
  • سفارشات کارخانه‌ها نسبت به زمان مشابه در سل قبل ۰/۰۶ درصد کاهش یافت.
  • اشتغال کاهش و بیکاری افزایش یافت.
  • قیمت مسکن ۱۰ درصد کاهش یافت.

مثال خوب دیگر در این مورد، سقوط بازار سهام و رکود اقتصادی بعد از آن در سال ۲۰۰۰ بود. البته از نظر کتاب‌ها این یک رکود به حساب نمی‌آمد؛ چون رشد منفی تولید ناخالص ملی در سه ماهه سوم ۲۰۰۰، سه ماهه اول ۲۰۰۱ و سه ماهه سوم ۲۰۰۱ اتفاق افتاده بود که متوالی نبودند.

ولی هر کسی که در آن شرایط زندگی می‌کرد، می‌دانست که شرایط رکودی است. در واقع رشد تولید ناخالص داخلی تا سه ماهه سوم سال ۲۰۰۳ به سه درصد نرسید.

رکود اقتصادی

رکود در مقابل کسادی

رکود اقتصادی اگر به اندازه کافی طول بکشد می‌تواند به کسادی تبدیل شود. در وضعیت رکود اقتصاد برای چند ماه از رونق می‌افتد، ولی کسادی چندین سال طول می‌کشد. در زمان رکود، بیکاری تا ۱۰ درصد افزایش پیدا می‌کند؛ ولی در دوران کسادی، نرخ بیکاری به ۲۵ درصد می‌رسد.

آیا رکود اقتصادی مزیتی هم دارد؟

تنها مزیتی که رکود اقتصادی می‌تواند داشته باشد این است که تورم را برطرف می‌کند. فدرال رزرو باید همیشه اقتصاد را طوری تنظیم کند که از تورم جلوگیری شود و این کار را اغلب بدون کمک سیاست‌های مالی انجام می‌دهد. سیاستمدارانی که بودجه فدرال را کنترل می‌کنند به‌طور کلی سعی می‌کنند که اقتصاد را از طریق کاهش مالیات‌ها، هزینه کردن روز برنامه‌های اجتماعی و نادیده گرفتن کسری بودجه تا حد امکان تحریک کنند. این‌گونه شد که بدهی آمریکا پیش از خرج کردن حتی یک پنی روی بسته محرک اقتصادی به ۱۰/۵ تریلیون دلار رسید.

نویسنده :
انتشار : ۶ تیر ,۱۳۹۷
مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 + 20 =

کانال تلگرام