صرافی ستاره سهیل
شنبه ۲۹ دی ۱۳۹۷
021 54506

از اوایل دهه ۱۹۹۰ میلادی نمونه‌های بسیاری وجود داشته است که در آن‌ها سرمایه‌گذاران ارزی غافلگیر شدند و در نهایت منجر به فروش منابع ارزی توسط آن‌ها و متعاقبا فرار سرمایه شده است. اما چه عواملی موجب می‌شود تا سرمایه‌گذاران ارزی و بین‌المللی این‌گونه عمل کنند؟ آیا این حرکت آن‌ها نشان از تحلیل دقیق وضعیت اقتصاد یک کشور است یا یک واکنش غریزی به یک رخداد اقتصادی است؟ در این مقاله نگاهی بر چگونگی به وجود آمدن بحران ارزی و دلایل آن خواهیم داشت.

بحران ارزی چیست ؟

بحران ارزی زمانی به وجود می‌آید که ارزش ارز ملی کشوری به شدت کاهش پیدا کند. کاهش ارزش ارز ملی از طریق ایجاد بی‌ثباتی در نرخ تبادل ارز تاثیری منفی بر اقتصاد کشور خواهد داشت؛ به این معنی که یک واحد از ارز مورد نظر دیگر نمی‌تواند به آن اندازه‌ای که در گذشته قادر به خرید بود کالا یا خدمات بخرد. به عبارت دیگر، بحران‌ها به صورت اثر متقابلی از انتظارات سرمایه‌گذاران و آن چه را که این انتظارات ایجاد می‌کنند به وجود می‌آیند.

سیاست دولت، بانک‌های مرکزی و نقش سرمایه‌گذاران

بحران ارزی

بیشتر بخوانید:

بررسی تحولات ارزهای ذخیره ای جهان در طول تاریخ

زمانی که یک اقتصاد با بحران ارزی روبرو می‌شود، بانک مرکزی کشوری که نرخ تبادل ارزی ثابتی دارد می‌تواند نرخ تبادل ارزی فعلی را از طریق استفاده از ذخیره‌های ارزی ثابت نگاه دارد یا این که اجازه دهد نرخ تبادل پر نوسان شود.

اما چرا استفاده از ذخایر ارزی راه حلی برای بحران ارزی است؟ زمانی که بازار منتظر کاهش ارزش ارز ملی است، فشاری که بر ارز به وجود آمده است تنها از طریق افزایش نرخ سود بانکی امکان‌پذیر است. به منظور افزایش نرخ سود، بانک مرکزی باید عرضه پول را کاهش دهد که در نتیجه تقاضا برای ارز افزایش می‌یابد. بانک مرکزی این کار را می‌تواند از طریق فروش ذخایر ارزی کشور انجام دهد تا جریان سرمایه‌ای به وجود آورد. زمانی که بانک مرکزی بخشی از ذخایر ارزی خود را به فروش می‌رساند، در حقیقت در قبال فروش آن‌ها ارز ملی کشور را از خریداران دریافت می‌کند. این‌گونه گردش ارز در بازار کمتر از گذشته خواهد شد.

بنا به دلایل مختلفی همچون محدود بودن ذخایر ارزی کشور و همچنین عوامل سیاسی اقتصادی از جمله افزایش نرخ بیکاری، ثابت نگاه داشتن نرخ تبادل ارزی نمی‌تواند برای همیشه ادامه یابد. کاهش ارزش ارز ملی از طریق افزایش ترخ تبادل ارزی موجب می‌شود تا کالاهای داخلی ارزان‌تر از کالاهای خارجی شوند که نتیجه آن افزایش کار و تولید خواهد بود. کاهش ارزش ارز در کوتاه مدت همچنین نرخ سود را هم افزایش می‌دهد که بانک مرکزی باید از طریق افزایش عرضه ارز و افزایش ذخیره‌های ارزی، سود بانکی را کاهش دهد. همان‌طور که اشاره شد ثابت نگاه داشتن نرخ تبادل ارزی می‌تواند به سرعت موجب مصرف ذخایر ارزی شود و همچنین کاهش ارزش ارز ملی هم می‌تواند ذخایر ارز ملی را افزایش دهد.

اگرچه کاهش ارزش ارز ملی برای بانک‌ها خبر بدی است اما سرمایه‌گذاران می‌توانند از چنین وضعیت سود ببرند. اگر بازار در انتظار کاهش ارزش ارز ملی که موجب افزایش نرخ تبادل ارزی می‌شود باشد، احتمال افزایش ذخایر ارزی از طریق افزایش تقاضای کل برای ارز داخلی دیگر وجود نخواهد داشت و به جای آن بانک مرکزی به استفاده از ذخایر خود برای کم کردن عرضه پول مجبور خواهد شد که در نهایت موجب افزایش نرخ سود بانکی می‌شود.

اجزای یک بحران ارزی

اجزای یک بحران ارزی

اگر اطمینان سرمایه‌گذاران از ثبات اقتصادی کشوری رفته رفته از بین برود، آن‌ها تلاش خواهند کرد تا سرمایه‌های خود را از آن کشور خارج کنند. چنین حالتی را اصطلاحا فرار سرمایه می‌گویند. همین که سرمایه‌گذاران منابع ارز داخلی خود را به فروش رساندند، خرید ارزهای خارجی را آغاز می‌کنند. همین حرکت باعث بدتر شدن وضعیت نرخ تبادل ارزی می‌شود به گونه‌ای که هجوم برای فروختن منابع ارزی افزایش می‌یابد که در نهایت تامین هزینه‌های سرمایه برای کشورها تقریبا غیرممکن می‌شود.

پیش‌بینی این که یک کشور چه زمانی وارد بحران ارزی می‌شود نیازمند تحلیل مجموعه‌ای پیچیده از متغیرهای گوناگون است. اما سه عامل مشترک را می‌توان در متاخرترین بحران‌های ارزی مشاهده کرد:

  • کشورها بدهی‌های سنگینی داشتند (کسری حساب جاری-به معنی پیشی گرفتن واردات نسبت به صادرات)
  • ارزش ارزها به سرعت افزایش یافت
  • عدم ثبات اقدامات دولت‌ها سرمایه‌گذاران را وحشت‌زده کرد

در اینجا دو مثال از بحران‌های گذشته را با هم مرور می‌کنیم.

مثال اول: بحران آمریکای لاتین در سال ۱۹۹۴

پزوی مکزیک

بیشتر بخوانید:

چه عواملی موجب بروز بحران اقتصادی می شوند؟

در روز بیستم دسامبر سال ۱۹۹۴، پزوی مکزیک (پول ملی مکزیک) ارزش خود را از دست داد. کشور مکزیک از سال ۱۹۸۲ تا آن زمان شاهد رشد اقتصادی بسیاری خوبی بود و نرخ سود اوراق بهادار این کشور در سطوح مثبتی قرار داشت.

چندین عامل مختلف در ایجاد این بحران سهیم بودند:

  • اصلاحات اقتصادی اواخر دهه ۱۹۸۰ که طراحی شده بودند تا تورم‌های شدید اقتصاد این کشور را مهار کنند با تضعیف اقتصاد مکزیک رفته رفته کارایی خود را از دست دادند.
  • ترور یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری این کشور در سال ۱۹۹۴ ترسی را در سرمایه‌گذاران ایجاد کرد تا منابع ارزی خود را به فروش برسانند.
  • ذخایر ارزی بانک مرکزی مکزیک در حدود ۲۸ میلیارد دلار تخمین زده می‌شد که انتظار می‌رفت تا ثبات پزوی مکزیک را تضمین کند. در عرض کمتر از یک سال ذخیره ارزی این کشور از بین رفت.
  • بانک مرکزی تلاش کرد تا بدهی‌های کوتاه مدت پزویی خود را به اوراق قرضه دلاری تبدیل کند. این تبدیل در نهایت منجر به کاهش ذخایر ارزی و افزایش بدهی شد.
  • زمانی که سرمایه‌گذاران دولت را در ایجاد بدهی‌های خود ساخته مقصر دانستند، بحران غیرقابل اجتنابی اقتصاد مکزیک را تهدید کرد.

زمانی که دولت سرانجام در دسامبر سال ۱۹۹۴ تصمیم به کاهش ارزش پول ملی خود گرفت، اشتباهات جبران ناپذیری مرتکب شد. دولت ارزش ارز ملی کشور را به اندازه‌ای که باید پایین نیاورد تا نشان دهد که حاضر است تا اقدامات اساسی برای رفع این مشکل اتخاذ کند. همین اقدام موجب شد تا سرمایه‌گذاران خارجی نرخ تبادل ارزی پزو را به شدت پایین بیاورند که در نهایت دولت مکزیک را مجبور کرد تا نرخ سود داخلی را تا ۸۰ درصد افزایش دهد. این افزایش نرخ سود تاثیر بزرگی بر تولید ناخالص داخلی مکزیک گذاشت به گونه‌ای که آن را به شدت پایین آورد. در نهایت بحران این کشور با وام اضطراری مکزیک از دولت آمریکا تا حدودی تعدیل شد.

مثال دوم: بحران آسیایی سال ۱۹۷۷

بحران آسیایی

بیشتر بخوانید:

بحران مالی آسیا چه تاثیری بر کشورهای منطقه گذاشته است

جنوب شرقی آسیا اصطلاحا خانه اقتصادهای ببری و همچنین بحران جنوب شرق آسیا بود. سرمایه‌های خارجی برای سال‌ها به این منطقه سرازیر می‌شد. اقتصادهای توسعه نیافته این منطقه شاهد نرخ‌های رشد باورنکردنی و سطح صادرات بالا بودند.

این رشد سریع با پروژه‌های سرمایه‌گذاری همراه شد اما تولیدات مجموع این کشورها طبق انتظار پیش نرفت. با این که دلیل اصلی بحران اقتصادی آسیا همچنان مورد بحث است اما تایلند اولین کشوری بود که درگیر این بحران شد.

همچون مکزیک، اقتصاد کشور تایلند هم به میزان زیادی وابسته به بدهی‌های خارجی بود به گونه‌ای این کشور را در لبه بی‌ثباتی اقتصادی قرار داده بود. در وهله اول سرمایه‌گذاری در املاک و مستغلات به شکل ضعیفی مدیریت می‌شد. بخش خصوصی به شدت کسری حساب جاری این کشور را تشدید می‌کرد به گونه‌ای که اقتصاد این کشور به میزان زیادی متکی به سرمایه‌های خارجی برای بقا بود.

همین مساله اقتصاد تایلند را با ریسک تجارت خارجی بالایی روبرو ساخت. این ریسک زمانی خود را نشان داد که دولت ایالات متحده آمریکا نرخ سود داخلی خود را افزایش داد که در نهایت منجر به کاهش ورود سرمایه‌های خارجی به کشورهای جنوب شرق آسیا شد. ناگهان کسری حساب جاری به مشکلی بزرگ برای این کشورها تبدیل شد و بحران مالی در این منطقه به سرعت به دیگر کشورها سرایت کرد. بحران جنوب شرق آسیا چند نکته کلیدی به قرار زیر دارد:

  • هرچه حفظ نرخ‌های تبدیل ارزی سخت‌تر شد، بسیاری از ارزهای داخلی کشورهای جنوب شرق آسیا ارزش خود را از دست دادند.
  • اقتصادهای جنوب شرق آسیا شاهد رشدی سریع در بدهی‌های بخش خصوصی بودند که در بسیاری از کشورها با ارزش دارایی بیش از حد افزایش یافته تقویت شدند. هرچه که جریان سرمایه خارجی در این کشورها کاهش یافت، عدم اجرای تعهدات مالی بخش خصوصی در این کشورها هم افزایش یافت.
  • سرمایه‌های خارجی حداقل قدری احتکارآمیز بودند و سرمایه‌گذاران، آن قدری که باید به ریسک چنین سرمایه‌هایی توجه نداشتند.

درس‌های گرفته شده از بحران های ارزی

بحران ارزی

در مثال‌هایی که ذکر شد می‌توان به چند تجربه کلیدی اشاره کرد:

  • یک اقتصاد در عین قدرتمند بودن باز هم می‌تواند درگیر بحران شود. داشتن میزان پایین بدهی به تنهایی برای ثبات اقتصادی کافی نیست.
  • مازاد تجاری و نرخ‌های تورمی پایین می‌تواند تاثیر یک بحران بر یک اقتصاد را از بین ببرد.
  • دولت‌ها برخی مواقع مجبور به تزریق نقدینگی به بانک‌های خصوصی می‌شوند به طوری که بانک‌ها می‌تواند در بدهی‌های کوتاه مدت سرمایه‌گذاری کنند که مستلزم پرداخت‌های با فاصله نزدیک است. اگر دولت‌ها خود در بدهی‌های کوتاه مدت سرمایه‌گذاری کنند امکان دارد ذخایر ارزی کشور به سرعت از بین رود.

کلام آخر

رشد کشورهای در حال توسعه معمولا بر اقتصاد جهانی تاثیر مثبت دارد اما نرخ‌های رشدی که خیلی بالا باشند می‌توانند منجر به بی‌ثباتی اقتصادی در آن کشور و افزایش احتمال فرار سرمایه و از دست رفتن ارزش ارز ملی شود. مدیریت کارآمد بانک مرکزی قطعا راهگشا است اما پیش‌بینی مسیری که اقتصاد یک کشور می‌پیماید اصلا کار ساده‌ای نیست.

انتشار : ۱۰ بهمن ,۱۳۹۶
مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوزده + نوزده =

کانال تلگرام