صرافی ستاره سهیل
جمعه ۲۷ مهر ۱۳۹۷
021 54506

مزیت اصلی استاندارد طلا این است که اجازه نمی‌دهد تا عرضه و چاپ اسکناس کاغذی از کنترل خارج شود. در حقیقت عرضه اسکناس کاغذی را می‌توان با طلایی که معادل ارزش اسکناس‌ها است محدود کرد. این سیستم را استاندارد طلا می‌گویند. جوامع از طریق استاندارد طلا می‌توانند از تورم‌های غیر قابل کنترل جلوگیری کنند. البته هدف سیاست‌های پولی تنها جلوگیری از تورم نیست، بلکه جلوگیری از افت ارزش کالاها از دیگر اهداف اصلی آن‌ها است تا بتوان از طریق ایجاد یک محیط پولی باثبات، حداکثر میزان شغل را خلق کند. بیان تاریخچه‌ای مختصر از استاندارد طلا در آمریکا کافی است تا نشان دهد که چگونه با این سیستم، می‌توان از تورم جلو‌گیری کرد اما تبعیت محض از این سیستم هم برخی مواقع علاوه بر ایجاد نا‌آرامی‌های سیاسی، موجب بی‌ثباتی‌های اقتصادی می‌شود.

استاندارد دو فلزی نقره و طلا

استاندارد دو فلزی استاندارد طلا در آمریکا

قانون اساسی آمریکا در سال ۱۷۸۹ اختیار کامل ضرب سکه و ارزش‌گذاری آن را به کنگره این کشور محول کرد. خلق یک ارز واحد ملی، یکپارچه‌سازی سیاست‌های پولی این کشور را هموار ساخت. تا پیش از این، قانون تجارت این کشور از طریق سکه‌های خارجی انجام می‌گرفت که اکثر آن‌ها از نقره ساخته شده بودند.

از آنجایی که فراوانی نقره نسبت به طلا بیشتر است و به باور عمومی نوسانات قیمتی طلا کمتر از نقره است، تاریخ استاندارد طلا در آمریکا در این زمان شاهد استاندارد دو فلزی است که در سال ۱۷۹۲ به طور رسمی در دستور کار قرار گرفت. در آغاز کار این استاندارد در آمریکا، ضریب رسمی ارزش نقره به طلا ۱۵ به ۱ در نظر گرفته شد، اما بعد از سال ۱۷۹۳، ارزش نقره به طور پیوسته کاهش یافت به طوری که منجر به خارج شدن طلا از گردش مالی این کشور به موجب قانون گرشام شد.

بیشتر بخوانید:

تاثیر طلا بر ارزش پول رایج کشور های مختلف

عرضه طلا در برابر ارز تا قانون ضربه سکه در سال ۱۸۳۴ پی‌گیری نشد. البته از سرگیری این برنامه، با درگیری‌های شدید سیاسی همراه بود. طرفداران سرسخت پول‌های کاغذی، طرفدار ضریبی بودند که دوباره طلا را به گردش مالی این کشور باز گرداند.

هدف اصلی آن‌ها حذف نقره از این گردش نبود، بلکه بیشتر به دنبال حذف اسکناس‌ها و چک‌هایی با ارزش مالی کم بودند که در آن زمان توسط بانک مرکزی ایالات متحده عرضه می‌شد. در آن زمان، پول‌های کاغذی کم ارزش با نقره معامله یا به عبارت دیگر پشتیبانی می‌شد. در نتیجه ضریبی معادل ۱۶ به ۱ در نظر گرفته شد، به گونه‌ای که آشکارا طلا را بیش از آن چیزی که ارزش داشت نسبت به نقره قیمت‌گذاری می‌کرد. همین سیاست در نهایت وضعیت را ۱۸۰ درجه تغییر دارد به طوری که از آن پس استاندارد طلا در آمریکا در دستور کار سیاست‌های پولی این کشور قرار گرفت و به تدریج، از نقره برای پشتیبانی از پول‌های کاغذی استفاده نشد.

پول بدون پشتوانه برای حمایت جنگ‌ های داخلی

دلار پشت سبز استاندارد طلا در آمریکا

در حالی که عرضه و چاپ اسکناس‌های کاغذی در آن زمان امری عادی محسوب می‌شد و با استاندارد دو فلزی ناسازگار نبود، اما این اسکناس‌ها در حقیقت قانونی تلقی نمی‌شدند و گردش آن‌ها فقط بر پایه اعتماد در میان مردم رخ می‌داد. اعتمادی که تبدیل این اسکناس‌ها به نقره یا طلا را تضمین می‌کرد. اما در سال ۱۸۶۲ وقتی که دولت این کشور با مشکلات جنگ‌های داخلی این کشور روبرو شد برای اولین بار ارزی بدون پشتوانه به نام «پشت سبز» عرضه کرد. در حالی که عرضه این اسکناس به شکلی کاملا قانونی صورت گرفت، اما دولت این کشور هیچ تعهدی مبنی بر معاوضه آن‌ها با طلا یا نقره را نپذیرفت.

از آنجایی که عرضه اسکناس‌های کاغذی دیگر محدود به ذخایر طلا و نقره نبود، اسکناس پشت سبز در مقادیر بسیار بالا عرضه شد، به طوری که در نهایت فشارهای گسترده تورمی بر اقتصاد این کشور تحمیل کرد. پس از جنگ، دولت آمریکا تلاش کرد با حذف تدریجی اسکناس پشت سبز از گردش مالی این کشور، تا جایی که تبدیل آن به نقره یا طلا ممکن شود، به آرامی تروم را مهار کند. البته همین اقدام و پس از آن تنزل ارزش نقره نسبت به قیمت واقعی خود، موجب شد تا اقتصاد این کشور شاهد افت قیمت کالا و خدمات به زیر ارزش واقعی باشد.

تنزل ارزش نقره و اوج‌ گیری استاندارد طلا در آمریکا

استاندارد طلا در آمریکا

کشور آلمان در سال ۱۸۷۱ رسما استاندارد طلا را در دستور کار خود قرار داد، به گونه‌ای که تعدادی از کشورهای دیگر را ترغیب کرد تا وارد یک شبکه مالی شوند و از این سیاست پیروی کنند که همین اقدام موجب افزایش تقاضا برای طلا شد. از سوی دیگر آمریکا که نمی‌خواست با مقدار فراوانی ذخایر نقره بی‌ارزش شده روبرو شود و در مقابل، هزینه بیشتری برای خرید طلا بپردازد، در قانون ضرب سکه ۱۸۷۳، با حذف استفاده از نقره در ضرب سکه، ارزش نقره را نسبت به قیمت واقعی آن تنزل داد.

در ابتدا، به این قانون جدید که به موجب آن استاندارد طلا در آمریکا به تنهایی قدرت ‌می‌گرفت توجه چندانی نمی‌شد تا اینکه در سال ۱۸۷۹ اثرات آن روشن شد. در حقیقت همین که در بازه ۱۸۷۹ تا ۱۸۹۶ میلادی ارزش کالا و خدمات به کمتر از قیمت واقعیشان نزول کرد، باعث شد این قانون جدید بین مردم به نام جنایت سال ۱۸۷۳ مشهور شود.

افزایش تقاضا برای طلا به علاوه نرخ رشد آهسته ذخایر طلای جهانی، ارزش این فلز گران‌بها را بالا برد. همین افزایش قیمت با تضمین دولت آمریکا مبنی پشتیبانی از تبدیل‌پذیری اسکناس پشت سبز همراه شد به طوری که در نهایت موجب کاهش شدید ارزش کالاها نسبت به قیمت واقعی آن‌ها شد. در این شرایط، محصولات کشاورزی بیش از هر کالای دیگری ارزش خود را از دست داد.

ویلیام جنینگز برایان استاندارد طلا در آمریکا

خشم طبقه بدهکار جامعه آمریکا به ویژه کشاورزان موجب شد تا در سال‌های منتهی به ۱۸۹۶ عرضه اسکناس پشت سبزی که پشتیبانی آن توسط طلا صورت می‌گرفت بسیار جنجالی شود، به طوری که بازسازی استاندارد نقره از اصلی‌ترین سیاست‌های کاندیدای ریاست جمهوری وقت آمریکا یعنی ویلیام جنینگز برایان بود. اون در یکی از سخنرانی‌های خود گفت:

شما نمی‌توانید بشریت را به صلیب طلایی بکشید.

برایان انتخابات را نبرد و در حالی که در آن زمان هر دو فلز با ارزش یعنی نقره و طلا به عنوان پول قانونی محسوب می‌شدند اما در عمل فقط طلا به عنوان سکه ضرب می‌شد. با کاهش ارزش نقره، قیمت واقعی یک دلار نقره‌ای (دلاری که با نقره قابل معامله بود) به تدریج از قیمت اسمی آن کمتر شد، به طوری که در نهایت به پولی بدون پشتوانه و یک اسکناس کاغذی صرف تبدیل شد.

آغازی بر پایان استاندارد طلا در آمریکا

استاندارد طلا در آمریکا جنگ جهانی اول

در اوایل قرن ۱۹ میلادی، رویگردانی از نقره افزایش یافت به طوری که این ترس در مردم به وجود آمد که شاید دولت دوباره به استاندارد دوگانه بازگردد. هرچه که ارزش نقره کمتر می‌شد، ریسک در اختیار داشتن دلار افزایش می‌یافت. اما دولت آمریکا برای از بین بردن این ترس در میان مردم، بار دیگر در قانون استاندارد طلا مصوب سال ۱۹۰۰ بر تعهد خود مبنی بر استفاده از استاندارد طلا در آمریکا تاکیدی دوباره کرد. در حالی که اسکناس‌های پشت سبز، سند‌های کاغذی پشتیبانی شده با ارزش نقره و همچنین دلارهای نقره‌ای همچنان به عنوان پول قانونی این کشور در گردش بود، اما این اسناد در آن زمان دیگر تنها با طلا مبادله می‌شدند.

بیشتر بخوانید:

افزایش ارزش طلا در آسیا به دلیل تضعیف جایگاه دلار

در کشوری که پر بود از محصولات کشاورزی و نیازهای پولی صاحبان آن‌ها با تغییرات فصلی یا بی‌ثباتی‌های ارزی مرتبط با ذخایر فیزیکی طلا تغییر می‌کرد، وحشت عمومی از عملکرد بانک‌ها چندان هم غیر منتظره به نظر نمی‌رسید. در چنین وضعیتی، بانک مرکزی آمریکا یا همان فدرال رزرو ایجاد شد. هدف فدرال رزرو در حقیقت ایجاد جایگزینی برای استاندارد طلا در آمریکا نبود، بلکه بانک مرکزی آمریکا ایجاد شد تا آخرین سنگر برای مقابله با بحران‌های نقدینگی این کشور باشد.

آمریکا موفق شد در طول جنگ جهانی اول تبدیل‌پذیری دلار این کشور به طلا را حفظ کند اما گسترش قدرت مالی تعدادی دیگر از کشورهای جهان، آن‌ها را مجبور ساخت تا استاندارد طلا را کنار بگذارند. پس از جنگ، این کشورها سعی کردند تا به استاندارد طلا بازگردند اما فعالیت جنبش‌های کارگری در آن زمان به حدی بود که عدم کاهش دستمزدها پس از جنگ در برابر فشارهای کاهش قیمت کالا، مانع از بازگشت به استاندار طلا شد.

بنابراین در زمانی که حقوق‌ها کاهش پیدا نمی‌کرد و همچنین تنزل ارزش کالا نسبت به قیمت واقعی آن‌ها، فشار خود را بر اقتصاد وارد آورد به طوری که این فشار تنها از طریق نرخ گسترده بیکاری قابل مهار بود. سیاست‌گذاران آمریکا به ویژه آن‌هایی که در بانک مرکزی این کشور فعال بودند و تمایل زیادی به حفظ استاندارد طلا در آمریکا داشتند، به تنزل قیمت‌ها توجه چندانی نکردند تا این‌که این تنزل قیمتی به سرعت به یک بحران اقتصادی شدید تبدیل شد. بحرانی که امروزه از آن به عنوان رکود بزرگ یاد می‌شود.

رکورد بزرگ استاندارد طلا در آمریکا

هرچه که تنزل قیمت‌ها بدتر شد، مخالفت‌ها با حفظ قانون استاندارد طلا در آمریکا بیش از پیش تقویت شد. بعد از لغو استاندارد طلا در سال ۱۹۱ در انگلستان و همچنین سیاست‌های اشتباه بانک مرکزی آمریکا که در نهایت منجر به مشکلات بزرگ بانکی شد، باعث شد دولت آمریکا در سال ۱۹۳۳ قانون تبدیل‌پذیری طلا را لغو کند. در زمان ریاست جمهوری روزولت و پیرو قانون ذخیره طلا در سال ۱۹۴۳، همه ذخایر طلای آمریکا، ملی اعلام شد و در این زمان رسما عصر استاندارد طلا در آمریکا پایان یافت.

آخرین نفس‌های طلا: سیستم برتون وودز

سیستم برتون وودز استاندارد طلا در آمریکا

۱۰ سال بعد، یک سیستم نوین مالی بین‌المللی بنا شد که هدف آن ترکیب نرخ‌های تبدیل ثابت استاندارد طلای سنتی با انعطاف‌پذیری نرخ‌های تبدیل شناور بود تا از این طریق بتوان بیشترین میزان شغل را در سطح ملی ایجاد کرد. این سیستم با نام سیستم برتون وودز شناخته می‌شد.

بیشتر بخوانید:

۳۱ حقیقت جالب در مورد طلا که نمی دانستید

دلار آمریکا با نرخی معادل یک اونس طلا و با قیمت ۳۵ دلار ارزش‌گذاری شد و همچنین ارزش دیگر ارزهای جهان با دلار آمریکا ارزش‌گذاری می‌شد. این نرخ‌ها تنها در زمان وقوع حادثه‌ای بسیار اساسی که تعادل پرداخت‌ها را بر هم می‌زد قابل اصلاح بود. این سیستم اجازه می‌داد تا هر کشوری تسویه پرداخت‌های خود را با طلا انجام دهد اما اغلب کشورها به جای طلا با دلار بدهی‌های خود را تسویه می‌کردند و پرداخت‌های خود را صورت می‌دادند. به علاوه برخی از این کشورها، ذخیره دلار را هم از این زمان آغاز کردند.

رقابت کشورهای خارجی برای ذخیره دلار با تلاش‌های دولت برای پرداخت هزینه‌های اضافی خود از جمله جنگ ویتنام همراه شد به گونه‌ای که تعادل پرداخت‌های ایالات متحده را بر هم زد. مازاد بودجه این کشور در سال ۱۹۵۹ به کسری بودجه تبدیل شد. به علاوه ترس فزاینده از این‌که کشورهای خارجی بازپرداخت ذخایر دلار خود را با ذخایر طلای آمریکا آغاز خواهند کرد موجب شد تا سناتور جان اف کندی در آخرین روزهای رقابت‌های انتخاباتی، بیانیه منتشر کند مبنی بر این‌که در صورت پیروزی او، اجازه نخواهد داد تا ارزش دلار تنزل یابد.

استاندارد طلا در آمریکا

برخی از اعضای سیستم برتون وودز در یک تلاش برای دفاع از ضریب رسمی قیمت دلار به طلا، مخزن طلا را در سال ۱۹۶۱ تشکیل دادند. با ایجاد مخزنی از ذخایر طلا، این امکان به وجود می‌آمد تا قیمت طلای بازار را با ضریب رسمی تعیین شده توسط سیستم در تعادل نگاه دارند. همین سیاست موجب شد تا فشار بر اعضای سیستم برتون وودز قدری تسکین یابد و آن‌ها بتوانند استراتژی‌های رشد صادرات محور که بر پای ارز داخلی آمریکا شکل گرفته بود، حفظ کنند.

بیشتر بخوانید:

۳۱ تاثیر نوسان طلا بر قیمت دلار در دوران رکود اقتصادی آمریکا

اما به دلیل اینکه اعضای این سیستم به طور کامل با این مخزن همکاری نکردند، مخزن طلا در نهایت نتوانست قیمت طلا در بازار را با ضریب قیمتی رسمی دلار به طلا متعادل کند و در نتیجه مخزن طلا در سال ۱۹۶۸ فروپاشید. در سال‌های پس از آن، کشورهای بلژیک و هلند هر دو دلارهای خود را با طلای آمریکا معاوضه کردند. آلمان و فرانسه هم اعلام کردند که قصد مشابهی برای تبدیل ذخایر دلار خود به طلا دارند. در آگوست ۱۹۷۱ تقاضای دولت انگلستان برای پرداخت کشور آمریکا به صورت طلا باعث شد تا نیکسون رئیس جمهور وقت آمریکا رسما پایان پرداخت به کشورهای دیگر به صورت طلا را اعلام کند. تا سال ۱۹۷۶ دیگر به طور رسمی دلار آمریکا با طلا ارزش‌گذاری نمی‌شد. در نتیجه در این سال بود که پایان عصر استاندارد طلا در آمریکا برای همیشه رقم خورد.

کلام آخر

به طور نظری، محدود کردن عرضه اسکناس‌های کاغذی با استاندارد طلا یک ثبات پولی ظاهری به ارمغان می‌آورد. اما تجربه استاندارد طلا در آمریکا نشان داد که در حالی که استاندارد طلا ثبات پولی را تضمین داده است اما کمبود ذخایر طلا در نهایت منجر به سقوط این استاندارد می‌شود. بنابراین ثبات پولی علاوه بر اتکا بر سطحی از نظام سازمان یافته، بایستی برخی از جنبه‌های انعطاف‌پذیری پولی و ارزی هم داشته باشد تا بتوان نیازهای مالی و اعتباری مردم را پاسخ داد.

انتشار : ۱۹ بهمن ,۱۳۹۶
مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 × سه =

کانال تلگرام