صرافی ستاره سهیل
شنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۷
021 54506

برای توقف تقاضای جامعه جهت منابع بیشتر، باید اقتصاد را به صورت غیرمتمرکز و محلی درآورد. تلفیق فناوری بلاک چین و درآمد پایه همگانی (UBI) شاید راه حل این موضوع باشد. شاید اطلاع نداشته باشید، اما یک حرکت جهانی برای ایجاد نسل بعدی اینترنت در جریان است. این تغییر بسیار بزرگ در فناوری به واسطه بلاک چین ممکن شده است. خیلی از صاحب‌نظران پیش‌بینی می‌کنند که این فناوری درست مانند ارائه وب جهانی، که ۲۶ سال پیش رخ داد، می‌تواند تغییرات بزرگی را در سطح جامعه ممکن سازد.

بلاک چین چیست ؟

به طور خلاصه، فناوری بلاک چین اجازه حذف واسطه‌ها را به ما می‌دهد. به بیان دیگر، نیاز ما به افراد واسطه یا معتمد را از بین خواهد برد. وقتی بلاک چین را با سایر فناوری‌ها ترکیب کنید، قادر خواهید بود واسطه‌های زیادی مانند بانک، منابع ذخیره اطلاعات و سیستم رای‌گیری را حذف کنید.

بیشتر بخوانید:

چرا رکود اقتصادی بعدی یک شگفتی همه جانبه به همراه خواهد داشت؟

انتخاب نام انقلاب برای این فناوری، وسوسه‌کننده است. با یک جستجوی ساده در گوگل به ۳ میلیون نتیجه در مورد کلمه «انقلاب بلاک چین» خواهید رسید. اما این تعریف درستی از وضعیت موجود نیست. در حقیقت ما در شرف یک رنسانس اقتصادی و اجتماعی دیگر قرار داریم.

تفاوت اینجا است که وقتی صحبت از انقلاب می‌کنیم، یعنی یک گروه نخبه می‌روند و به جای آن‌ها، گروه نخبه دیگری قرار می‌گیرد. اما رنسانس سبب تعریف جدیدی از شرایط موجود در یک بستر تازه خواهد شد. شاید رنسانس خود سبب الهام انقلاب‌ها شود (مانند انقلاب فرانسه که تحت تاثیر رنسانس در ایتالیا شکل گرفت)، اما واقعه اصلی (رنسانس) به معنای تغییر نیست، بلکه تجدید نظر کلی و عمیقی در نگاه به مفاهیم اصلی است. در حالی که انقلاب سعی در اصلاح راه‌حل موجود دارد، اما رنسانس سبب ارتقا راه‌حل موجود و حل مسائل با روش‌های جدید می‌شود.

با این مقدمه اجازه بدهید به تغییرات و اثرات بالقوه‌ای که بلاک چین می‌تواند ایجاد کند و همچنین درآمد پایه همگانی نگاهی بیندازیم.

درآمد پایه همگانی چیست ؟

درآمد پایه همگانی
ایده درآمد پایه همگانی (UBI) مدتی است که نقل تمام محافل شده است. در چند ماه گذشته، طرفداران این ایده از تمام دنیا و طیف‌های سیاسی در حمایت از آن، صحبت کرده‌اند. میلیاردهایی مثل مارک زاکربرگ، ریچارد برانسون و ایلان ماسک، از جمله این افراد هستند. ایالت هاوایی در حال بررسی استفاده از ایده درآمد پایه همگانی است. دولت اسکاتلند قصد دارد تا این طرح را به صورت محلی به اجرا بگذارد.

درآمد پایه همگانی (UBI) ایده‌ای است که شاید در آینده محقق شود، اما باید به جزئیات توجه کرد. اغلب حمایت‌هایی که از این ایده می‌شود بر اساس پرداخت ارزهای دولتی مثل دلار و یورو است. اما این روش اختصاصا به برنامه‌های رفاه اجتماعی مثل پرداخت بیمه بیکاری به خاطر ورود ربات‌ها، محدود شده است. در واقع روشی برای کاهش هزینه‌های تامین اجتماعی دولت و برخورد با مشکلات و حفظ سیستم اقتصادی موجود است.

در این راه‌حل، ساختار قدرت همچنان باقی خواهد ماند. ایجاد بدهی، سبب کنترل میزان پول تولید شده خواهد شد و منطق «رشد نامحدود مادی‌گرایی در سیاره‌ای با منابع محدود» به عنوان عصاره تفکر سرمایه‌داری همچنان دست ‌نخورده پابرجا خواهد بود. اما چه اتفاقی می‌افتاد اگر درآمد پایه همگانی (UBI) براساس پرداخت دلار یا یورو نبود و در عوض از ارزهای رمزپایه مبتنی بر بلاک چین استفاده می‌شد؟

بیشتر بخوانید:

آیا ارزهای رمزپایه به سیستم مالی می پیوندند؟

چه می‌شد اگر این سیستم برپایه ارز رمز پایه، نحوه عملکرد پول را به واسطه خلق آن توسط مردم تغییر می‌داد و به این ترتیب سیستم‌های مالی به جای کنترل شدن توسط دولت و بانک‌ها، توسط خود مردم کنترل می‌شدند؟

شاید این ایده‌ای آرمان‌گرایانه باشد، اما به نظر می‌رسد اجرای آن با توجه به روند کنونی، در آینده‌ای نزدیک تحقق می‌یابد. دعوا بر سر تمرکز گرایی و تمرکززدایی است. سرمایه‌داری صنعتی مربوط به دوره تمرکزگرایی است. شرکت‌ها به واسطه رشد اقتصادی و ادغام شدن در یکدیگر، شاهد گسترش اندازه خود بودند. دولت‌ها هم شروع به تشکیل بلوک‌های بزرگ‌تری مانند ناتو، اتحادیه اروپا و شوروی کردند.

این دوره اقتصادی جدید به واسطه اینترنت و بلاک چین در حال ایجاد تمرکززدایی است. در حالی که چشم‌انداز سیاسی دنیا در حال تغییر از سلطه مطلق آمریکا به سمت یک جهان چند قطبی است، اما تعداد زیادی فناوری غیرمتمرکز به صورت آنلاین در حال پدیدار شدن هستند که همه چیز را تغییر خواهند داد.

انرژی خورشیدی هر روز نسبت به سوخت‌های فسیلی ارزان‌تر می‌شود و سبب خواهد شد تا هزینه تامین انرژی خانوار نزدیک به صفر شود. تولید انبوه کالاهایی مانند دوربین، ابزار موسیقی، عینک، خانه و ماشین، به واسطه فناوری غیرمتمرکز پرینترهای ۳ بعدی در حال تغییر است. حتی پرینترهای ۳ بعدی وجود دارد که می‌توانند یک پرینتر ۳ بعدی دیگر بسازند. اما بلاک چین می‌تواند تمام این پیشرفت‌ها را برای سازماندهی یک همکاری اجتماعی و ایجاد یک منطق جدید پسا سرمایه‌داری، گرد هم آورد. برنامه‌ای که قرار است این کار را انجام بدهد، بستر پرداخت فرد به فرد بدون حضور یک نهاد دولتی یا حتی یک شرکت خصوصی به عنوان واسطه است.

پیامدهای این فناوری برای منطق سیستم کنونی اقتصاد، کاملا انقلابی است. ارز رمزپایه در واقع فرصتی برای تعریف دوباره پول است. این موضوع بسیار حیاتی است؛ چرا که سیستم پول دولتی کنونی یک مشکل بزرگ دارد که ثابت کرده می‌تواند کشنده باشد.

تعریف دوباره پول

درآمد پایه همگانی
هر دلار، یورو و تومانی که وجود دارد، به واسطه خلق بدهی توسط بانک‌ها (شما بخوانید وام) همراه با پرداخت سود ایجاد شده است. در واقع پول به شما به صورت موقت، قرض داده می‌شود (شما مالک پول نیستید) تا زمانی که بدهی خود را همراه با سود پرداخت می‌کنید. این سیستم سبب ایجاد نابرابری بین فقیر و غنی در سطح جهانی شده است، اما بعد از گذشت چند قرن دست نخورده باقی مانده است؛ چرا که همچنان به اصول اولیه سرمایه‌داری وفادار باقی مانده است و آن چیزی به جز اولویت دادن به تولید سرمایه، بیشتر از هر چیز دیگری نیست.

متاسفانه این سیستم سبب ایجاد تغییرات آب و هوای جهانی و تخریب اکولوژیکی زمین شده است. این فاجعه به خاطر تولید بی‌پایان سرمایه توسط انسان‌ها ایجاد شده که ناگزیر، منجر به پایان رسیدن منابع طبیعی خواهد شد.

با وجود چنین سیستم مخربی، به نظر می‌رسد همیشه باید در انتظار فاجعه‌ دیگری باشیم. شاید هیچ زمانی بهتر از حالا وجود نداشته تا یک سیستم درآمد پایه همگانی (UBI) را ایجاد کنیم. از آنجایی که می‌توان این ارزها را با توجه به چالش‌های امروز، طراحی کرد، می‌توانیم سبب افزایش انگیزه افراد برای معامله در سطح محلی و از بین بردن اکوسیستم استثمار کارگران شویم.

این فناوری، توانایی آن را خواهد داشت تا منطق «تولید انبوه به منظور ارزان تولید کردن کالا» را که سبب ایجاد فرهنگ مصرف‌گرایی در جامعه شده است، از بین ببرد.

برای مثال یک نمونه از این نوع «ارزهای خوب یا مثبت» را تحت نام ارز رمزپایه و براساس مفهوم حلقه‌ها (Circles) ایجاد کرده‌ایم. در سیستم حلقه‌ها، پول توسط اشخاص در پایین‌ترین سطوح خلق می‌شود و هیچ‌گونه بدهی هم ایجاد نخواهد شد. بنابراین پول توسط شخص ایجاد می‌شود (برای اولین بار در پول کیف شخص ظاهر می‌شود). این پول از طرف دولت، بانک یا کارفرما در این حساب ما قرار نگرفته است. این پول قبل از این که وارد بازار شده باشد، به صورت مساوی توزیع شده است.

بیشتر بخوانید:

اینفوگرافی ؛ تاریخچه پول و سیر تحولات آن

به این صورت منشا ایجاد پول بسیار شخصی خواهد شد. هر قرارداد هوشمند، یک واحد پولی جدید را با نرخ ثابت بهره برای هر کاربر خلق می‌کند. این کاربرها رابطه‌ای را بین یکدیگر براساس اعتماد ایجاد می‌کنند تا به تبادل پولی که به تازگی به دست آورده‌اند، بپردازند. این موضوع سبب می‌شود تا سیستم، نیازی به کنترل توسط نفر سومی نداشته باشد؛ چرا که ارزش این پول به طور خودکار بر اساس اعتمادی که کاربر خلق کرده، ظاهر می‌شود. اما درست مثل هر نوع ارز رمز پایه دیگری، ایجاد خودکار این اکوسیستم و رشد آن به صورتی که دچار تورم نشود، کار آسانی نخواهد بود.

اما ایجاد آن کاملا عملی است و تفاوت این سیستم به خاطر وجود حلقه‌ها است که می‌تواند در سطح محلی به خوبی کار کند. در اینجا است که اعتماد وجود دارد و به آسانی می‌توان این اعتماد را تبدیل به یک بلاک چین کرد.

در آینده‌ای نزدیک از دیدگاه یک کاربر، ملحق شدن به سیستم درآمد پایه همگانی (UBI) به آسانی نصب یک اپلیکیشن و ارتباط برقرار کردن با خانواده و دوستان خواهد بود.

آینده فناوری بلاک چین

درآمد پایه همگانی
با این که این موضوع هیجان‌انگیز به نظر می‌رسد، اما فناوری بلاک چین هنوز به بلوغ لازم نرسیده است تا توسط بخش بزرگی از جامعه مورد پذیرش قرار بگیرد.

بیشتر بخوانید:

سرمایه گذاری روی بیت کوین یا بیوتکنولوژی؛ کدام هوشمندانه تر است؟

ارزهای رمز پایه‌ای مثل بیت کوین به خاطر وجود افرادی که زودتر از آن استفاده کرده‌اند و ایجاد دوباره همان ساختارهای قدیمی قدرت، نمی‌توانند برای استفاده در سیستم درآمد پایه همگانی (UBI) مورد استفاده قرار بگیرند. از طرفی همچنان نیازمند کار روی تجربه کاربری این سیستم و پیدا کردن راه‌حل‌هایی برای بستر «تبادل ارز توزیع شده» هستیم.

اگرچه پیش‌بینی پذیرش این موضوع از طرف جامعه کار مشکلی است، اما میزان محبوبیت این فناوری در سال ۲۰۱۷ دلگرم‌کننده است. سرعت ایجاد نوآوری، حیرت‌آور است. مرتب یک خلاقیت جدیدی روی پایه خلاقیت‌هایی قبلی ایجاد می‌شود.

مردم دیگر به این موضوع که فناوری بلاک چین و ارزهای دیجیتال می‌توانند بزرگ‌ترین مشکلات را حل کنند، باور دارند. سوال آن‌ها این است که چه زمانی قرار است این فناوری، مشکلات را در عمل حل کند؟

برای تحقق هر کدام از این رویدادها، باید اراده آن در ما وجود داشته باشد و به صورت بخشی از کل یک جامعه به موضوع نگاه کنیم. باید به ابعاد بحران‌های کنونی از منظر اجتماعی، اقتصادی و معنوی نگاه کنیم و با توجه به آن واکنش نشان بدهیم.

این اتفاق با پذیرش ایده بومی‌سازی روی خواهد داد. قصد نداریم به دوران قبل از جهانی‌سازی برگردیم، اما باید اقتصاد را دوباره به سطح انسانی و محلی‌اش باز گردانیم. باید جوامع محلی را احیا کنیم و اقتصاد غیررسمی که زندگی روزانه ما روی آن بنا شده را به رسمیت بشناسیم. منظور همان به اشتراک‌گذاری کالاها و مراقبت از یکدیگر است که به صورت خودکار آن را انجام می‌دهیم، اما از نظر اقتصادی ارزشی ندارد؛ چرا که هیچ سود و زیانی را ایجاد نمی‌کند.

این فقط تصویری از آینده احتمالی جوامع بشری است. بحران‌های کنونی بشر، ابعاد گوناگونی از جمله سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، معنوی و فناوری دارند. باید از نگاه فناوری به موضوع نگاه کنیم؛ چرا که فناوری، توانایی تغییر در این ابعاد را به ما می‌دهد.

حرف آخر

تحقق هیچ‌ کدام از این وعده‌ها، غیر ممکن نیست. فقط نیازمند خلق نوآوری و مبارزه خستگی‌ناپذیر مردم برای ایجاد یک جامعه عادلانه‌تر است. وقتی در مورد احتمال ایجاد دنیای پسا سرمایه‌داری صحبت می‌کنیم، این آینده‌ای است که احتمال تحقق آن وجود دارد. شرایطی که هرگز مانند آن را مشاهده نکرده‌ایم.

رنسانس دیجیتالی همین حالا هم در حال شکل‌ دادن به آینده است. وظیفه ما این است تا به عنوان یک قابله این نوزاد را به دنیا آوریم قبل از این که یک جایگزین غیرایمن و نابرابر آن را از ما برباید. بقای ما بستگی به این موضوع خواهد داشت.

نویسنده :
انتشار : ۱ آبان ,۱۳۹۶
مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهار × 2 =

کانال تلگرام